سلام خوفین همگی ؟؟ ما تابستونا همیجه همراه دوخمل خاله ..خالو .. عروسوو... میریم استخر دریا های زنونه
....کلی حال میکنیم ...اینقد خوبه .... ۸۷/۴/ ۱۳ به استخر رفتیم ...شه حالی داد ...ک
من همیجه میترسم اول اولا ....فک میکنم میخوام غرق بچم ....وللی دوخمل خاله مواظب
بود.!! من یهو داد میزدم پانیذ من دارم غرق میشم ....هی داد...دادد ..
....
دو تا بچه بودن که بقل رشتیا :ابجی ابجی بودن ....:))
حال این دوتا هی زیر ابی میرفتن ....هی زیر ابی میرفتن ...این شنایی که میکردن همه ی ابا ریخ تو ششم .....![]()
از اون لاستیکا هستشا ...من فقط با اونا میتونستم شنا کنم ....:-)
منبه اون لاستیکا مدیونم ....
..
استخر تمیزی بود ....همشی داش ...از اونایی که ادم میره توش برونزه میشه هم داش ...جکوزیم داش ..
استخر خیلی تمیزی بود ....از اون بویای فلور نداش... بو نداش ....
از خونه که اومدیم خسته و ولو افتادیم رو تخت ...
شاید باورتون نشه ولی من واقعا از اون استخر خوشم اومد ....
...
خ همین دیگه ...خیلی خوب بود اب بازی ...
راسی زیگی اومدا ....
....
راسی قاعدهی بازیو گرفتیم ....شقد چرت ..شقد پرت ...اه اه اه ...
دوستون دارم ....یه عالمه ...
..بوس ...بوس ...
...
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 2:23 توسط پـارمـیـس
|
