سلام ..سلام ..سلام....این روزا بی نتی رو کشیدیم ..فک کنم یه ی بیس روزیبی نت ودیم ...رفتیتیم تهران ....خوش گذشتو خوب بود .... حالا خاله ی ...مامانم ...داش میرفت نون بگیره میوفته ...دستش میشکنه ....کار به بیمارستا ن و عمل میکشه ....دختراش اینقد ناراحت بودن ..د گریه ...زاری و ..ایشه اصلا از کشک بازی بدم میاد .. راسی .هم فرش خردیدیم ...هم روتختی...هم ...پادری خریدیم ..وو ...ی مبل کوشو لو هم تو اتاق داشتشیم ..که روکش گرفتیمش ....اینقد دوسشون دارم.. جک : هموطنمون رفته بود مکه ٬ موقعـه طواف که میشه٬میبینه همه به طرفه خونه ی خدا رکوع میرن٬ با خودش فک میکنه که ... چرا همه اینوری رکوع میرن ؟!!! به این نتیجه میرسه و بر میگرده و اونوری طواف میکنه ... بعدش ازش میپرسن چرا اونوری طواف کردی ؟؟! میگه : دیدم همه اونوری طواف میکنن ... اونوری رکوع کردم ... باز ازش میپرسن چرا ؟؟ میگه : خب میخواستم خدا رو گافیل گیر کنم ! جک : از هموطنومن میپرسن تا حالا موز خوردی ؟ میگه همون که هستش یه وجبـــــــــــــــهههه ؟؟؟؟ دوستون دارم ... عاشقتونم ... بای بای
..
....
+
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:0 توسط پـارمـیـس
|
